تبلیغات
ورود معلم ها ممنوع

خاطراتی که می مانند

نویسنده :Maneli
تاریخ:شنبه 3 آبان 1393-00:38

وقتی شروع کردم اینجا نوشتن ،دوم دبیرستان بودم ،اون روزا تو مدرسه کلی اتفاقای با مزه می افتاد وکلی معلمارو اذیت می کردیم،الان
3سال از اون روزا می گذره و من دیگه دبیرستانی و پیش دانشگاهی نیستم.

بعضی از خاطره ها تو وجود آدم حک میشن و بعضیاشون با وجود قشنگی و شیرینی که دارن به مرور از ذهن پاک میشن،اما اگه نوشته 

باشی،با خوندنشون حس خوبت بر می گرده.

من دیگه اینجا نمی نویسم ولی  برام پر از خاطره است و دوست دارم همینجوری بمونه.که اگه روزی خواستم خاطره های خوب و شیرین این روزا رو به یاد بیارم مونده باشن.

از دوستای خوبی که اینجارو میخوندن ممنونم و برای همه آرزوی سلامتی و دلخوشی می کنم.

سربلند و پیروز باشید
خدانگهدار




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یاد پاییز

نویسنده :Maneli
تاریخ:جمعه 31 مرداد 1393-12:43

قرار بود دیگه اینجا ننویسم


امروز صبح که بیدار شدم بوی مدرسه و مهر میومد،یکمی دلم تنگ شد برای مدرسه،برای اینجا؛رفتم سراغ 

عکسای قدیمی ،فیلمایی که ادای معلمارو در آورده بودیم حس جالبی بود،البته هنوزم دلم برای معلمای

پیش دانشگاهی تنگ نشده  خلاصه که اون روزا چه بد و چه خوب تموم شدن.

اینجا احتمالا تبدیل بشه به ورود استادان ممنوع ، چون دیگه معلمیو نمی بینیم خدارو شکر


دو هفته دیگه اینجا 3 ساله میشه ،دلم نیومد بذارمش برم


آرزوی شادی برای همه دارم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این روز های آخر....

نویسنده :Maneli
تاریخ:جمعه 26 اردیبهشت 1393-00:20

امشب لپ تاپو که روشن کردم ،یادم اومد یک وبلاگ خاک خورده دارم ،یه جایی که خیلی وقت کسی بهش سر نزده،اومدم سراغش فوتش کردم،یکمی که خاکش     

رفت شروع کردم به نوشتن.

اینکه تو چند ماه گذشته فقط امتحان بود ،اینکه عیدو درس خوندیم،اینکه منم عیدو تبریک نگفتم   اینکه از الان به بعد باید کلی درس بخونیمو نمیگم ؛چون اتفاقای جالبی نیستن!

تمام امسال دلم می خواست زودتر مدرسه تموم بشه ،دیگه واقعا از هرچی مشتقو اسیدو احتمالات بود بدم میومد ،از معلما ،حتی بچه ها از همه و همه بیزار شده بودم،البته به جز GD عزیز تا اینکه آخرین یکشنبه ی مدرسه وقتی داشتم تو حیاط راه می رفتم ،وقتی بچه های پایه را دیدم یه حس عجیبی بهم دست داد،،واقعا حس خاصی بود دلتنگییییییییییییی ؛  به این فکر می کردم که 4 سال ؟ جدا چهار سال گذشته بود؟ دو سال اول خوب و پر از خاطره های دوست داشتنی ،دو سال آخر بدون هیچ هیجانی.


وقتی برگشتم طبقه ی خودمون ، سومین زنگی بود که دیفرانسیل داشتیم،،آخرین بخش کتاب یعنی انتگرال که   آقای مسواک(( ! خب شبیه مسواکه)) : همش میگه  تو دانشگاه آب بخوای بخوری باید انتگرال بگیری ؛آخر کلاس به هرکسی یه برگه  داد که توش راجع به کلاسش بنویسیم،من با اینکه هیچ موقع نتوستم در تمام سال از این آدم خوشم بیاد هرچی نوشتم براش خوب بود،دلم نیومد بد بنویسم چون واقعا خوب درس داد بعدشم بستنی مهمونمون کرد،،یکی از بچه ها ی پارسالم اومد صحبت کرد،همه ی این چیزا حس عجیبی که تو دلم بودو بیشتر می کرد ،بالاخره این حس با کلی اشک که بی اراده میومد بهتر شد.

وقتی کلاس داشت تموم می شد گفت یه جمله بنویسیم.:

دو چیز از یاد آدم بیرون نمی رود: 
شاگردای خوب
روزای خوب
و یک چیز هرگز از دل آدم بیرون نمی رود ،روزای خوبی که با شاگردای خوب سپری شد.....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برف نو! برف نو! سلام، سلام.....فصل نو !فصل نو! سلام سلام:)**

نویسنده :Maneli
تاریخ:سه شنبه 3 دی 1392-23:09

سلام


به قول یکی از علمای مدرسه (( Mr toff)) خداحافظ پاییز 92...


امسال پاییز خیلی زود گذشت ، بد هم گذشت ، امیدوارم زمستون خوب باشه.

این فصل اتفاق خاصی نیفتاد فقط همین آقای toff که خشن ترین معلم بود کلی تغییر کرد ،طوری که جک میگفت  و مسخره بازی در میاورد و این ترم  همش 

می گفت: بگو درس ،اصلا ،بگو تمرین ،اصلا ،،بگو مسخره بازی ...تااا صبح بعد میگفت با رمز تا صبح سوالارو حل کنین،،،واقعا زده بود به سرش.

تابستون که همش مینداخت بیرون ، این مدت می گفت اصلا به قیافه ی من میاد کسیو بیرون کنم؟

خلاصه که به قول پشه آخر سالم لابد میگه کتابا جمع همه بیان وسط


بچه مثبت ترین معلم هم آقای پیازی شد،،طوری که وقتی  کسی میگه امتحانو گند زدم،میگه از کلمات زشت استفاده کردیو منفی اخلاقی میده

بهترین زنگا هم زنگای ادبیاته 

*********
همیشه وقتی می گفتن عشق و نفرت دو روی یک سکه است،،به نظرم حرف بی خودی می رسید ،،اما امسال با تمام وجود بهش رسیدم،،اونم با دیدن کی

GD گرامی ،،که 2سال پیش معلم ما بود و من ازش بدم میومد،،،امسال معلم ما نیست ولی وقتی تو راهرو می بینمش حالم دگرگون میشه((باورنکنین)) فقط هم به خاطر ریش پرفوسوریه و بس ،،،وگرنه gd ؟؟من ؟؟ خوشم بیاد؟؟؟امکان نداره
********
و در آخر اینکه شروع فصل زمستونو به همگی تبریک میگم و امیدوارم که شادی توش باشه

leaf in snow

**برف نو! برف نو! سلام، سلام

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاکی آوردی ای امید سپید!
همه آلودگی‌‌ست این ایام





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بمیرید بمیرید در این درس بمیرید، در این درس چو مردید همه رتبه بگیرید

نویسنده :Maneli
تاریخ:پنجشنبه 24 مرداد 1392-21:23

هنوز هوا تاریکه،به زور چشماتو باز می کنی،،یادت میوفته که کلی تکلیف انجام نداده و امتحان نخونده داری،،خودتو به سختی از تخت

بیرون می کشی صورتتو میشوری،به آینه نگاه می کنی،،هنوزم بعد 17 سال و 8 ماه خودتو نمیشناسی،،نمی دونی چی میخوای!

بی حوصله 55 تا پله رو میری پایین، راننده سرویسو با اخم می بینی،،میشینی تو ماشین،،صدای رادیو  زیاده ،،آیه های قرآن ،،با

خودت میگی کاش یه ذره آقای اخمو به این  توصیه ها گوش می کرد

هم سرویسیت سوار میشه،،کسی که بیشتر از هرکسی قدمت داره،ولی چند ساله که دیگه ازش دور شده،،وقتی حرف میزنه فقط لبخند میزنی،،

میرسین مدرسه ،،20 تا پله ی ناقابلو بالا میری،،،به طبقه ی پیش که میرسی به جای سلام و دیدن دوستات برگه های پاسخنامرو

می بینی و یه سری رباط! رباطایی که فقط از صبح تا شب درس میخونن،،میری امتحان میدی،،،مثل همیشه به خودت میگی کاش

منم رباط بودم

میری سر کلاس ،،معلم میاد،درصدارو می خونه ،سرت غر میزنه،،میگی دیگه تکرار نمیشه ولی میدونی دفعه ی بعدم همینه،،بغل

دستیت سرت داد میزنه بهت میگه جلبک،،احساس بدی داری،،حس میکنی جات اینجا نیست،،بهت میگن لوسی،،میگن کنکور

داری،،میگن باید بمیری،،چون راه سختیه،،

فکر می کنی زندگی چقدر مضحکه ،،ارزش آدما شده درصداشون،،چقدر تنهایی،همیشه می خندی،،ولی واقعا داری  گریه میکنی،

خسته شدی ازین آدما از خودت،،روزت تو مدرسه تموم میشه،،میری خونه ،سعی می کنی درس بخونی،،سعی می کنی زندگی

تکراریتو تا شب کامل کنی،،،فرقی نمیکنه ،توام مثل همونایی،،روزات عینه همن،،،می خوابی تا فردا دوباره از نو کارارو تکرار کنی.....

 

*سلام بعد از سال ها ....

*کی گفته سال آخر خوش میگذره و بهترین ساله؟؟

*تولد وبلاگم 15 شهریور بود،،2 ساله شد مبارکش باشه

*کسی هنوز اینجارو میخونه؟؟؟!!

*حال من جالب نیست،،،گر تو حالت خوب است ،خوش به حالت ای دوست

*تا بعد....

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما زنده به آنیم که هی درس بخوانیم....!!

نویسنده :Maneli
تاریخ:شنبه 1 تیر 1392-21:25

سلاااااااااااااااام

شروع فصل تابستون و رهایی از معلمین بر همگان مبارک بااااااد

این یک ماهی که امتحانای نهاییو میدادیم، فهمیدم که حضور معلما نه تنها عذاب آور نیست ،خوش آیندم هست ولی این باعث نمیشه حس خوبی بهشون

داشته باشما....

از اینا که بگذریم امتحانارو با موفقیت پشت سر نهادیم و این آقای کوالای عزیز احتمالا یه نفس راحت کشیده.

خوبی این امتحانا این بود که خبری از آمادگی دفاعی توش نبود،،پارسال دو مرحله امتحان دادیم

مرحله ی اولش یه خانمی اومد به اسم: جیغ آبادی ،تنها زن پدافند عامل ،هر لحظه فکر می کردم الان یه بمبی چیزی میندازه وسطمونخلاصه اینکه

کلاشینکف بازو بسته کردیم،والا به خدا اگه همون روز طرز تهیه ی کیک اسفناج یاد میدادن خیلی مفید تر بود مرحله ی دومشم کتبی بود،،مثله المپیاد

دو مرحله ای بود ولی بازم خوبه تو کنکور نمیاد

-کلاشینکف چیست؟؟

1) مخفف کلاه ،شونه کف است                     2)همان کریستف کلمب است

3)نوعی کلاّش که در کف واقع است               4)یکی از اتباع روسی مقیم افغانستان

                                                       

                                                             

پارسال تو مرداد با مدرسه رفتیم باغ گیاه شناسی،خیلی جای قشنگی بود،به خصوص که اون روز بارونم اومد،پیشنهاد می کنم یه دفعه حتما برین

 

این دریاچشم خیلی حس خوبی داشت..

خلاصه اینکه همه چی خیلی زود میگذره ،انگار همون دیروز بود که گندی اومده بود همش شعار میداد

همینا دیگه تا یه هفته ی دیگه ما دانش آموزان پیشی می باشیم ،،،ولی نه از نوع گربه های ملوس ،،بلکه از اونایی که فقط درس می خونن

انشاء الله کنکوریای امسالم کلی موفق باشن

به امید شادی همگان

بدرود

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخرین روز دبیرستان!

نویسنده :Maneli
تاریخ:شنبه 21 اردیبهشت 1392-18:13

سلااااااااااااااااام

به قول *ایگلی* سال های دور از وبلاگ بعد از سال ها برگشتم!!!

امروز آخرین روزی بود که به عنوان دانش آموز دبیرستانی میرفتیم مدرسه،در واقع هفته ای که گذشت هفته ی پایانی بود

همیشه تموم شدنا حس خاصی داره،وقتی فکر می کنم و میبینم سه سال گذشت تو این پادگان((مجاز از مدرسه)) یه جورایی دلم میگیره

امسال بهترین زنگا ،زنگای فیزیک بود معلمشو از سال اول میشناختم ولی همیشه فکر می کردم فقط برای تجربیاست،ولی اینجوری نشد،

ایگلی آدم جالبیه و برای هرچی اسم میذارهبه لطفشم امسال همه به وصال یار رسیدن،چون هر دانشمندی برای یه نفر بود((عکساشو در پاییین مشاهده

میکنید)) برای بنده جیمز وات بود،مخترع ماشین بخار مال خودشم نیوتن که در صدر عکسا میبینید 

یه بار  اولای سال،قرار شد درس جلسه ی پیشو بخونیم تو کلاس که بعد بپرسه،منم اون لحظه که داشتم میخوندم با خودم می گفتم خدا کنه منو نگه!

همون موقع گفت میم ، تو برو پای تخته حالا هر وقت که درسو فول باشی یه بارم نمیگن برو جواب بده ها،،این معلما ذهن خونی دارن

خلاصه اینکه من رفتم پای تخته و همه داشتن بنده رو نگاه می کردن،اومدم که گچ بردارم با حالتی که کاملا زیر لبی بود گفتم: همین الان داشتم فکر می کردم کاش منو نمی گفتین،،بعد یهو گفت میم می خوای بشینی؟

من [همراه با اشکی که در چشمانم حلقه زده بود] : میشه بشینم؟

- آره بشین

 خیلیییییییی حس خاصی بود اون موقع،اصلا باورم نمیشد که من گفته باشم اون حرفو،اصلا همه چی غیر ارادی بود

کلا این که کلاساش خوب بود بسی

البته اصطلاحات خاص خودشم داشت که ما خودمون فقط می فهمیم

امسال معلم ادبیاتمونم خیلی خوب بود،با اینکه پارسال وقتی دیدمش فکر می کردم آدم بد اخلاقی باشه ،ولی اصلا اینطور نبود،بر عکس خیلیم مهربون بود

 همیشه ام داستانای شعرا و درسا رو خیلی قشنگ تعریف می  کرد،یه طوری می گفت که آدم یاش نره.البته بماند که صد بار شعر دریای عشقو برامون

خوند،هر دفعه ام از اول می خوند و می گفت برای سال بعدتونه، عشق دریایی کرانه ناپدید ،،،،کی توان کردن شنا ای هوشمند .

اینطوریا دیگه،

بازم H مقدس و مفعولیم همراهمون بودن،با همون اخلاق و  همچنین با همون مانتو ها،،،البته کشف شد که مفعولی یه نوع خاصی رقص هم داره،،

القصه ....

امسالم که گذشت مثل هر سال کلی خاطره داشت ،ولی هیچی خاطرات سال دوم نمیشه،،حتی سال اولم خوب بود

برایمان دعا کنید امتحانای نهاییو با موفقیت پشت سر بذاریم

ممنون دوستان

-یحتمل سال دیگه GD دوباره میاد ولی شکر خدا معلم ما نیست

-یکی از دوستانمون که از سال اول باهامون بود میخواد تغییر رشته بده،،دلم برات تنگ میشه گلی

-سال بعد همه ی معلما مذکرن

همینا دیگه

بدرود.......

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار،،،،خوش به حال روزگار

نویسنده :Maneli
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-14:05

سلامی چو بوی خوش آشنایی؟

نه فکر نکنم!!!به قدری که بنده تند تند آپ می کنم فکر نکنم کسی یادش مونده باشه  یه نفرم اینجا هست که خیلی معلمارو دوست داره.

بگذریم!

بذارین براتون از معلمین محترم بگم که چقدر امسال قصد جون مارو کردن!

نمونش همین دو روز پیش ،آخرین روز سال تحصیلی 91  ، نیکول کیدمن می خواست امتحان 20 نمره ای بگیره از یه فصل کامل .  که البته تونستیم کنسلش کنیم

(( ناگفته نماند خود نیکول بعدا اقرار کرد که فقط به قصد آزار رسانی در شب عید گفته درس بخونین،وگرنه نمی خواسته امتحان بگیره!!))

یا نزدیک یه ماه پیش اومدن اعلام کردن بعد قرنی می خوایم ببریمتون اردو،اونم چه هتلی ،حاوی 4 ،5تا ستاره!!

ما هم که می خواستیم یه ذره از دست این پادگان خلاص بشیم،شادو خندان کلی وسیله جمع کردیم و کلی برنامه ریختیم که یهو آخرین روز اومدن اعلام کردن

بلیط گیرمون نیومد

به این نوع آزار رسانی میگن آزار رسانیه علنی!!

القصه

جانم برایتان بگوید که این معلما و این پادگان((مجاز از مدرسه)) تا تونست انواع آزار رسانی هارو بهمون نشون داد.

اما هرچی که بود امسال با همه ی خوبیا و بدیاش تموم شد،نیمه ی اول سال کلی هیجان توش بود،ولی نیمه ی دومش همش یکنواخت بود -------------

آرزو می کنم که سالی که میاد برای همه پر از شادی و انرژیای مثبت باشه

همه به آرزوهاشون برسن

و هیچ غمی توی این دنیا نباشه

یکمیم این معلما اخلاقشونو درست کنن

عید همگان مباااااااااااااارک

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار ...
خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشتها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش بحال غنچه‌های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحالِ جانِ لبریز از شراب
خوش بحالِ آفتاب ...

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میانِ سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار...
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باغ صد خاطره خندید/عطر صد خاطره پیچید !!

نویسنده :Maneli
تاریخ:چهارشنبه 1 آذر 1391-20:27

همیشه زنده شدن خاطرات حس قشنگی به آدم میده،مثل امروز که کلاسا جابه جا شد و ما رفتیم کلاس پارسالمون؛همونجایی که تا سال قبلش

نمازخونه بود،سروصدای زیادی داشت ،شبیه قوطی کبریت بود تا کلاس!ولی با همه ی بدیاش ،امروز همه ی خاطراتش برامون زنده شد.

گوشه ،گوشه ی کلاس برای هممون خاطره بود:دستگیره ی در که خراب بود و یه بار تو کلاس گیر کرده بودیم ، GD که به در اصابت کرد،دست

ح جیمی که ناگهانی وارد کلاس میشد  ،معلمایی که قدشون به تخته نمی رسید،درس آمار با آهنگ زمینه ی کردی((آهنگ خیابونی))،H مقدس

رقصان و همه ی بچه هایی که الان تو کلاسمون نیستن .

ولی امسال دیگه نه آهنگ زمینه داریم،نه GD ،نه ح جیمی ونه کسی که برامون گل گلدون بخونه .خیلی چیزا وقتی هستن قدرشو نمیدونیم.

پارسال فکر نمی کردم همه ی دلخوشیایی که داریمو امسال از دست بدیم.

خلاصه اینکه امروز حس عجیبی داشتم،فکر کنم هیچ سالی بهتر از سال پیش برامون نشه....!!

*همه چیز خیلی خسته کننده و تکراری شده

*پارسال این موقع ها برف اومد،خدا کنه امسالم بیاد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاییز می آید،من نمی آیم!!

نویسنده :Maneli
تاریخ:جمعه 31 شهریور 1391-14:48

 

گرمی آتش خورشید فسرد
مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه خسته این چنگی پیر
ره دیگر زد و آهنگ دگر
زندگی مرده به بیراه زمان
کرده افسانه هستی کوتاه
جز به افسوس نمی خندد مهر
جز به اندوه نمی تابد ماه
باز در دیده غمگین سحر
روح بیمار طبیعت پیداست
باز در سردی لبخند غروب
رازها خفته ز نکامی هاست
شاخه ها مضطرب از جنبش باد
در هم آویخته می پرهیزند
برگها سوخته از بوسه مرگ
تک تک از شاخه فرو میریزند
می کند باد خزانی خاموش
شعله سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند
تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
می رسد سردی پاییز حیات
تاب این سیل بلاخیز نیست
غنچه ام نشکفته به کام
طاقت سیلی پاییزم نیست

فریدون مشیری

*پاییز نزدیکه...!!((یه خورده زیادی نزدیک!!))

*به استقبال معلمین محترم میریم

*امسال ح جیمی و GD نیستن!!

*امسال ورزشم نداریم

*قبلا روزای اول مهر خیلی شوق و ذوق داشتم،نمیدونم کجا رفته!!

*هنوز بوی کتاب نو رو دوست دارم

*بچه ها دعا کنین امسالم به خوبیو خوشی بگذزه؛شاید یه مدتی نباشم،اگه کسی سوتی داد حتما اطلاع میدم!!

*ایشالا هر کی به هر چیزی که میخواد برسه.

*خیلی دوستون دارم

*خداحافظ....!!!!

*بازم میاما


 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  


Admin Logo
themebox Logo