پاییز می آید،من نمی آیم!!

نویسنده :Maneli
تاریخ:جمعه 31 شهریور 1391-15:48

 

گرمی آتش خورشید فسرد
مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه خسته این چنگی پیر
ره دیگر زد و آهنگ دگر
زندگی مرده به بیراه زمان
کرده افسانه هستی کوتاه
جز به افسوس نمی خندد مهر
جز به اندوه نمی تابد ماه
باز در دیده غمگین سحر
روح بیمار طبیعت پیداست
باز در سردی لبخند غروب
رازها خفته ز نکامی هاست
شاخه ها مضطرب از جنبش باد
در هم آویخته می پرهیزند
برگها سوخته از بوسه مرگ
تک تک از شاخه فرو میریزند
می کند باد خزانی خاموش
شعله سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند
تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
می رسد سردی پاییز حیات
تاب این سیل بلاخیز نیست
غنچه ام نشکفته به کام
طاقت سیلی پاییزم نیست

فریدون مشیری

*پاییز نزدیکه...!!((یه خورده زیادی نزدیک!!))

*به استقبال معلمین محترم میریم

*امسال ح جیمی و GD نیستن!!

*امسال ورزشم نداریم

*قبلا روزای اول مهر خیلی شوق و ذوق داشتم،نمیدونم کجا رفته!!

*هنوز بوی کتاب نو رو دوست دارم

*بچه ها دعا کنین امسالم به خوبیو خوشی بگذزه؛شاید یه مدتی نباشم،اگه کسی سوتی داد حتما اطلاع میدم!!

*ایشالا هر کی به هر چیزی که میخواد برسه.

*خیلی دوستون دارم

*خداحافظ....!!!!

*بازم میاما


 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بابک
شنبه 1 مهر 1391 12:22
سلام ماری عزیز به درست برس اینجا هست حالا حالاها
می بوسمت فدای یووووووووووو
بغل دستی عزیزت
جمعه 31 شهریور 1391 16:41
کی گفته ح جیمی نیس؟بابا خ.دش گف میادد:دی خیلی خ.شال نباش وما بمیریم اون میاد:))))




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات