دکتر و سوسمار!!!!!

نویسنده :Maneli
تاریخ:شنبه 19 شهریور 1390-12:37

سال پیش سر امتحان ادبیات ترم اول،،،وقتی به شعر طوطی و بقال مولوی رسیدم ،نمیدونم یک دفعه چی شد که شعر سراییم گل کردو تصمیم گرفتم به جای طوطی و بقال بذارم دکترو سوسمار؛خلاصه این شعرو الان براتون می نویسم:

دکتر و سوسمار(طوطی و بقال قدیم) 

بود دکتری و وی را سوسماری

بی ادب سبز گویا سوسماری

در مطب بودی پرستار کسان

چرت و پرت گفتی با بیچارگان

جست از زیر مطب سویی گریخت

شیشه های والیوم 10 را بریخت!!!!

از سوی خانه بیامد دکترش

بر مطب بنشست فارغ چرتوش!!!!!!

دید سوسمار لزج وول می خورد

با دهان والیوم 10 می خورد

رفت و زد او بر سر آن ناتوان

ریخت دندانش شدش او بی زبان

چرا گفت نگرفتمش والیوم

بسی مشت محکم به او دادیوم!!!!!! شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic