تبلیغات
ورود معلم ها ممنوع - مطالب مهر 1390

سوالات ادبیات کنکور(طنز)!!!

نویسنده :Maneli
تاریخ:چهارشنبه 20 مهر 1390-10:14

ادبیات
-----------------------------------------
در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است ؟
"بی وفایی ، بی وفایی ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ایهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشیمی
ش) صنعت میخ راست کنی!

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهانی
ب) ابی اصفهانی
ک) اندی اصفهانی
ش) سیاوش قمیشی اصفهانی

فعل "خوردن" را صرف کنید ؟
الف) خوردی
ب) صرف شده
ک) میل ندارم
ش) نوش جان

نویسنده "منطق الطیر" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نیشابوری
ب) نجار نیشابوری
ک) سمسار نیشابوری
ش) گل فروش نیشابوری

http://p30city.net/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان کوتاه(پل زندگی)

نویسنده :Maneli
تاریخ:پنجشنبه 14 مهر 1390-02:50


سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد ...

كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند. از دست بر قضا یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید .

نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟

برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده است .

سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.

برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، آیا وسیله ای نیاز داری تا برایت بخرم؟ نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم !

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود !!!کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟

در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است...

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم....شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوالات فیزیک کنکور(طنز)

نویسنده :Maneli
تاریخ:دوشنبه 11 مهر 1390-15:07

سلام ؛شاید اینا تکراری و قدیمی باشن ولی بامزه ان

فیزیک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شیمی . . . ( در هم ) -----------------------------------------
مساحت دایره چقدر است ؟
الف) 2 متر
ب) 5/2 متر
ک) بیشتره
ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نیست
ک) شما چطوری ؟
ش) چه خبر ؟

کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟
الف) نیوتن
ب) کیلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانیه
ش) نیترات مس

یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک ، تلسکوپ و میکروسکوپ به کار میرود ؟
الف) عدسی
ب) کاچی
ک) فرنی
ش) سرشیر با دوغ

دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتنی
ک) بمی
ش) شهسواری

یکی از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) یخچال
ک) بخاری
ش) ماشین ظرف شویی

نام دیگر اسید فرمیک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتی
ش) جوهر سلندی پیتی

نام گاز سرد کننده یخچال های قدیمی ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرویز

نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم ، نئون و ... ؟
الف) گازهای نجیب
ب) گازهای سر به زیر
ک) گازهای باوقار
ش) کلا بچه های خوبی هستن






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هفته ی اول مهر....

نویسنده :Maneli
تاریخ:پنجشنبه 7 مهر 1390-16:31

این هفته عینه برق و باد گذشت (امیدوارم بقیشم سریع بگذره)!!!!!

روز سوم مهر بود و مام تو کلاسمون نشسته بودیم و منتظر بودیم اولین کلاسمون شروع بشه که یه دفعه یه معلم

گردی وارد کلاس شد!!!!!!!البته قصد توهین ندارم ولی قشنگ با پرگار کشیده بودنشهمون اول نیومده شروع کرد

به غر زدن و از بد اخلاقیاش گفت ؛مثلا می گفت اگه من بیام تو کلاسو تخته پاک نشده باشه منم رو تخته ی کثیف

می نویسم شمام که نمیتونین بخونین یاد نمی گیرین ،منم ازش امتحان می گیرمبه همین سادگی!!!!!!

خلاصه سر کلاسش نفس کشیدن خیلی سخته و فکر کنم آخر سال تنگی نفس بگیرم!!!

زنگ اول سال تخصیلی جدید بدون نفس گذشت،،زنگای بعدیم بدون هیچ خنده و اتفاق خاصی تموم شد ،،،((مثله این

که معلما هم همه رو خودشون کار کردن سوتیم نمی دن!!!)

 دومین روز مدرسه بهتر گذشت،،،،با اینکه gd داشتیمولی برای اولین بار سر کلاسش خندیدم(البته نیشخند)!!!!

چون همش می گفت :قربون خودم برم!!!!!!(این معلمام یه چیزیشون میشه ها!!!!)

سومین روز هم که ورزش داشتیم خوش گذشت ،،ولی جای خالی بچه های پارسال کاملا حس می شد!!!!و دوباره

با پرگار کلاس داشتیم و من دوباره تنگی نفس گرفتم!!!!!!آخه خیلی ترسناکه و به دلیل حجم زیادی که اشغال می کنه

همه جای کلاس هست!!!!

چهارمین روز هم    ریاضی   فیزیک    ریاضی    فیزیک  داشتیم ،،،،که آخرش من شبیه جنازه ها بودم

امروزم  ،،بهترین روز مدرسه بود ،،،چون بالاخره یه نفر سوتی داد

گفت:ناهایت،،،جُهان،،،،!!!!!بازم پیشرفتی بود واسه این هفته!!!!!

اینم از هفته ی اول مهر که خیلی لوس و بی مزه تموم شد!!!!!!

به امید سوتی دادن های بیشتر معلما.......!!!!

راستی روزمونم مبارک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo